عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
35
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
اما آيا وضع هميشه بر همين منوال خواهد بود ؟ بدون ترديد خير . اگر فصل پنجم كتاب مقصد در واقع انديشهء مؤلف را بيان مىكند ، وضع چنين نخواهد بود . هنگامى كه صاحب الزّمان ظهور كند ، ديگر در مدارس ظواهر امور را تعليم نخواهند كرد ، بلكه به حقيقت واقع آنها و اسرار باطنى و مكنون آنها عنايت خواهند نمود . كى ؟ پس از سال 700 هجرى ، همانطور كه پيغمبر در عالم رؤيا ، در ماه جمادى الاولى سال 680 در ابركوه به نسفى گفته است ، چنين خواهد شد . كتاب وى كه عنوانش خود پرمعنى است ، در آن زمان به طور كامل تبليغ و نشر خواهد شد و كتاب درسى پايه را تشكيل خواهد داد . فصلى كه بلافاصله قبل از فصلى است كه در آن مؤلف ما رؤياى خود در ابركوه را توصيف مىكند ، باز هم پرمعنىتر است : « تصنيف اين كتاب بدينسان تا سال 680 به تأخير افتاد . آنگاه كه سال 680 فرا رسيد ، تصنيف آن كتاب به پايان آمد . روزى قصد آن داشتم كه آن كتاب را از سواد به بياض آورم ، تا بتوانم به دوستانم تقديم كنم . پيغمبر ( ص ) در عالم رؤيا بر من ظاهر شد و مرا گفت : اين كتاب را پيش از سال 700 هجرى در ميان ابناى بشر نشر و پخش مكن . اين رؤيا نشان مىدهد كه پس از سال هفتصد هجرى ، كورى و ضلالت ، اوهام و هوا و هوسها از ميان آدميان خواهند رفت و حقايق باطنى جلوهگر خواهند شد . و نيز از اين نكته حكايت مىكند كه عقايد مختلف از ميان افراد بشر رخت برخواهند بست ، و همهء فرزندان آدم تنها يك كيش و آيين خواهند داشت . برخى گفتهاند كه ، به هر تقدير ، وضع چنان بايد باشد كه در هر دورهء جديد ابناى آدمى خردمندتر شوند . به ويژه در دورهء قمر . هنگامى كه دورهء قمر به پايان خود گراييد ، آدميان بسيار روشنبين و صائب نظر ، سخت فرزانه و بخرد خواهند شد و آداب و رسوم يكسان ، كيش يگانه و معتقدات واحد خواهند داشت . بارى ، من چنين مىانديشم كه امور هميشه چنان بوده و همواره چنان خواهند بود كه در اين لحظه هستند ، و دگرگون نگشتهاند . و يك تار موى هم دگرگون نخواهند شد . با اين وصف امكان دارد كه ، در يك دو اقليم ، اختلافات افراد بشر از ميان برخيزد و همگان
--> تحليل فريتس ماير در ss 071 . ppeton . rutaN redmelborP saD . در نسخهاى از روايت مربوط به كوران و فيل كه در كتاب تنزيل نقل شده است ، مؤلّف خاطرنشان مىكند كه حتّى در زمرهء كسانى كه معتقدات خود را بر پايهء تجربه بنياد نهادهاند . تنها يك نفر از هزار به مقصد خويش نايل مىشود و حقيقت را كشف مىكند ( ر . ك . ف . ماير ، همانجا ، ص 173 ) ، اين نكته بر خصلت استثنايى معتقدات مطابق با واقعيّت باطنى بيشتر تأكيد مىكند . اكنون جاى آن است كه شرح دوّمين رسالهء خود را ( متن ، ص 107 ) راجع به علامات كسى كه به سرچشمهء نور لايتناهى رسيده است ، بسنجيم . همان نورى كه باطن وجود را تشكيل مىدهد : چنين كسى با همهء عالم در صلح و صفاست ، و هيچكس را به عنوان كافر محكوم نمىكند .